تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه
69
قاعده لا حرج (فارسى)
حرجى نيست - نه آن كه بگويد اصلًا حرج و حكم حرجى نداريم . در ادامه نيز انواع و اقسام حرج را بيان مىكنند كه حرج بر دو نوع است : 1 ) در بعضى موارد حرج مربوط به ملاك حكم است ؛ بدين معنا كه ماهيّت حكم به گونهاى است كه حرج را همراه خود دارد ؛ مثال مىزنند به موردى كه به خاطر ملكه زهد ، لذّت غذا خوردن حرام شود . در اينجا جعل حكمِ حرمت ، حرجى خواهد بود ؛ چه آن كه ممكن نيست انسان غذا بخورد و لذّتى نبرد . 2 ) گاه حرجى كه بر حكم عارض مىشود به دليل وجود اسباب خارجى است كه به طور تصادفى اتّفاق مىافتد ؛ بنابراين ، در ملاكِ حكم ، حرجى نيست . علّامه طباطبايى رحمه الله اين نوع حرج را مسقط حكم مىداند و بيان مىكند در مواردى كه سبب حرج يك امر خارجى است ، حكم در آن فرد حرجى ساقط مىشود ؛ مانند : موردى كه ايستادن در نماز براى بيمار ضرر دارد ؛ در اين صورت ، وجوب قيام از او ساقط مىشود . امّا قرينه دوّمى كه در كلام مرحوم علّامه ذكر شده ، عبارت است از اين كه : « و إضرابه تعالى بقوله « وَلكِن يُرِيدُ لِيُطَهّرَكُمْ » ، عن قوله « مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مّنْ حَرَجٍ » يدلّ على أنّ المراد بالآية نفي الحرج الّذي في الملاك ؛ أي : إنّ الأحكام الّتي يجعلها عليكم ليست بحرجيّة شرعت لغرض الحرج . . . » « 1 » . قرينه دوّم : كلمه « لكن » است كه در ادامهء آيهء شريفه بيان شده است . بدين معنا كه اضراب و استدراكى كه در آيهء شريفه به وسيله « وَلكِن يُرِيدُ لِيُطَهّرَكُمْ » از « مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مّنْ حَرَجٍ » صورت گرفته است ، دلالت مىكند كه آيهء شريفه مىخواهد نفى حرج در ملاك كند - يعنى : خداوند حرج نوع اوّل را اراده فرموده است - و بگويد احكامى كه براى مكلّفين جعل مىشوند ، حرجى نيستند .
--> ( 1 ) . السّيد محمّدحسين الطباطبائى ، الميزان فى تفسير القرآن ، ج 5 ، ص 230 .